زعفرونی با پسته

خرید بک لینک

ارتفاع پله هایش کوتاه بود آرام آرام از آنها بالا میرفتم البته دقیقا از روی آنها نه، در واقع از روی چوب هایی که رویشان گذاشته بودند تا آسیب نبینند.مردی که دو سه پله بالاتر بود دائما حرف میزد فکر کردم شاید دارد برای شخصی که کنارش است توضیح میدهد تا اینکه نگاهم را از پله های زیر پاهایم بالاتر بردم و دیدم نه بابا دارد فیلم میگیرد و در و دیوار را توضیح میدهد"در پلکان ورودی تخت جمشید هستیم ردیف اول از 63 پله تشکیل شده است و..."پیش خودم گفتم "کی اهمیت میده حالا اگه 64تا بود فرقی میکرد"

البته بعضی چیز ها را آدم بخاطر اهمیتش نمی گوید بخاطر این می گوید که اطلاعاتش را به رخ بکشد.شاید هم خودش فهمیده فیلمی را که می گیرد هر کس پلی کند حوصله اش سر میرود و به خیال خودش دارد صدادارش میکند که مخاطب را درگیر کند.داشتم به این چیز ها فکر میکردم ردیف دوم پله ها هم تمام شد که طبق گفته ی حضرت استاد 48پله بود! بالای پله ها چند ستون بود و کنار ستون ها چند نفر دیگر عکس می انداختند و فیلم می گرفتند...شاید حیفشان می آمد دوربین های چند مگاپیکسلی آن ها این لحظات را ثبت نکند. به جای تماشای زیبایی ها با زیبایی ها عکس های تماشایی میگرفتند.معلوم بود دیدن تخت جمشید زیاد برایشان مهم نبود بلکه دیده شدن با آن برایشان مهم بود.بله عکس از خودشان بگیرند و ادیت کنند و بعد هم در نهایت اقتدار پستش کنند با کپشنی با مطلع چو ایران نباشد تن من مباد!
یا از ستون ها عکس بگیرند و اتفاقا همان شب هم به تاریخ علاقمند شوند و با سرچ در گوگل سریعا متنی پیدا کنند و کپشن کنند و عکس بگذارند و تا صبح لایکیده شوند و کامنتیده گردند.
صد عکاس حرفه ای تر از شما از گوشه گوشه تخت جمشید عکس گرفته اند. پس فکر نکنید در حال انجام شاق ترین کار دنیا هستید!
یک عده هم چون پولشان را برای خرید دوربین خرج کرده اند لحظه هایشان را هم باید برایش خرج کنند، با این توجیه که این ها همه خاطره میشوند! بله فردا بنشین کنار بچه ات و بگو وقتی بیست ساله بودم خودم و مامانت یه روز رفتیم تخت جمشید دو ساعت عکس گرفتیم اینم عکساش!
خب یه لحظه لنز رو غلاف کن! خاطره بساز! دو تا بستنی بخر و دور از چشم لنز ها بنشین و همراه مامان بچه ی آینده ات طعمش را حس کن و با او حرف بزن تا بعدا خاطره اش را اینطور تعریف کنی"بستنیش چقدر خوب بود زعفرونی با پسته هنوزم مزه اش زیر دندونمه به همون شدتی که غر زدن های مامانت واسه گرمی هوا هنوز تو گوشمه همش میگفت گرمه پاشو زودتر بریم"

البته آخر سر هم چند تا عکس یادگاری بگیر ولی بعد از اینکه از دوری چشم لنز ها کامل استفاده کردی!

یادت باشه نیومدی واسه دیگران عکاسی کنی و فیلم بگیری! اومدی خوش بگذرونی و خاطره بسازی.

سید ابوالفضل معاشی

+ نوشته شده توسط سید ابوالفضل معاشی در شنبه سوم تیر ۱۳۹۶ و ساعت 0:41 |
عطر نرگس...

ما را در سایت عطر نرگس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 18:20

صفحه بندی