حسین یک روز وقت داشت اسلام را زنده کرد و ما سالها وقت داشتیم و فقط از تشنگی اش نوشتیم
نوشتیم چگونه سرش جدا شد و ننوشتیم چرا سرش جدا شد؟
لحظه ی آخر حسین در آن شلم شوربا ایستاد و گفت کیست مرا یاری کند و نگفت کیست که برایم جرعه ای آب آورد و ما نشستیم زبان حال حسین را نوشتیم و از تشنگی اش گفتیم.
عباس پهلوان بود اما در کربلا رقابت سر قدرت بدنی نبود رقابت سر اندیشه ها بود ، رقابت را کلا بد فهمیده ایم حالا هم چندین برابر اینکه سر فهمیدن علت عاشورا و هدف حسین رقابت کنیم سر گریاندن و گریستن رقابت میکنیم سر بالا بردن صدای طبل هایمان سر سیاه پوش تر کردن تکیه هایمان
کاش علاوه بر احساس و عطر گل یاس در عاشورا به این فکر کنیم که عاقل ترین مرد زمانه جانش را فدای چه کرد؟
شاید بد نباشد گاهی صد جلد کتاب حماسه حسینی نذر کنیم یا با خودمان عهد کنیم تا عاشورای سال بعد منتهی الآمال را بخوانیم
سینه زدن خوب است اما وقتی زیباتر می شود که دست هایمان را روی قلب هایی بکوبیم که هدف حسین را فهمیده باشند
افراد زیادی در تاریخ تشنه کشته شده اند
جنگاوران زیادی در تاریخ جنگیده اند
خون های زیادی ریخته شده است
و سر های زیادی را بریده اند
اما هیچکسانی مثل حسین و یارانش ندرخشیده اند
قصه حسین را هدفش متمایز می کند و تلاشی که برای هدفش کرد
وگرنه یک بیعت ساده کافی بود تا راه ساقی به سمت فرات باز شود و همه ی اهل حرم سیراب شوند!
سید ابوالفضل معاشی
عطر نرگس...ما را در سایت عطر نرگس دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 32